الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
43
تفسير مجمع البيان (فارسى)
آن قدريست كه در خاطر كسى نباشد ، و براى همين چشمهاى اهل بهشت توصيف شده است . و بعضى گويند : چشمههاى اهل بهشت در غير جدول و شكاف زمين جريان دارد و آن باراده صاحبش روان مىشود . ( فِيها ) يعنى در اين بهشت . ( سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ ) تختها و كرسىهاى برافراشته ، ابن عبّاس گويد : تختههاى آن از طلاى زينت شده بزبرجد و در و ياقوت ، و ما دامى كه صاحبش نيامد بر افراشته و بلند است وقتى صاحبش اراده نشستن بر آن كند براى او فرود آيد تا بر آن نشسته آن گاه بلند شود تا جايگاهش قرار گيرد و السرر ، جمع سرير و آن تخت و نشيمنگاه سرور و خوشحالى است . و بعضى گفتهاند : بلند شدن آن براى اينست كه مؤمنان به نشستن بر آن تمام اطراف خود را به بينند . ( وَ أَكْوابٌ مَوْضُوعَةٌ ) ظرفها و پارچهاى بىدسته و لوله بر كنار چشمه هاى روان گذارده شده كه هر وقت مؤمن بخواهد از آن بنوشد آن را پر از شربت و شراب پاك ميابد ، و اكواب ابريقها و پارچها و تنگهاى بىلوله و دسته هستند كه براى شراب ميسازند . و بعضى گفتهاند : آنها ظرفهاى از طلا و نقره و جواهر زر كه در جلوى آن نهاده شده و با آن آنچه بخواهند از مشروبات مينوشند و از بس زيباست از ديدن آن هم لذّت مىبرند . ( وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ ) يعنى پشتيها كه در كنار يكديگر چيده بر هيئت مجالس شاهان دنيا بهم پيوسته و متّصل مىباشد .